محمد تقي جعفري

225

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

كه در خود احساس آرامش مىنمايد كه ناشى از حذف يك بعد يا يك نيروى فوق العاده با اهمّيّت ( هشيارى و تعقّل ) در زندگى باشد ، سكونى است خيالى نه آرامش حقيقى . امير المؤمنين عليه السّلام در وصيّت معروفش به امام حسن مجتبى عليه السّلام مىفرمايد : فإن أشكل عليك شيء من ذلك فاحمله على جهالتك فإنّك أوّل ما خلقت به جاهلا ثمّ علَّمت ، و ما أكثر ما تجهل من الأمر و يتحيّر فيه رأيك و يضلّ فيه بصرك ثمّ تبصره بعد ذلك . ( فرزندم ، اگر در بارهء واقعيّاتى كه براى تو بيان نمودم ، مشكلى پيش آمد ، آن را بر جهالت خود حمل كن ، زيرا تو در آغاز خلقت به آن جاهل بودى [ يا در آغاز خلقت چيزى نمىدانستى ] و چه بسيار است جهالت تو در بارهء واقعيّاتى كه رأى تو در آنها حيران و بينائيت در آنها گمراه بوده است ، سپس در بارهء آنها بينائى بدست مىآورى . ) اين جملات شريف انسان را به سؤال و جستجو تحريك مىنمايد و اين نكتهء سازنده را گوشزد مىفرمايد كه وقتى حقيقتى براى تو تاريك جلوه كند ، حقيقت را متّهم مكن و آن را منحرف مساز ، بلكه آن را بجهل خود مستند نما . اين انسان بزرگ در شكايت از فساد روزگارى كه در آن زندگى مىكرده است چنين مىفرمايد : يا أيّها النّاس إنّا قد أصبحنا فى دهر عنود و زمن كنود ، يعدّ فيه المحسن مسيئا و يزداد الظَّالم عتوّا . لا ننتفع بما علمنا و لا نسئل عمّا جهلنا و لا نتخوّف قارعة حتّى تحلّ بنا . ( 1 ) ( اى مردم ، ما در روزگارى زندگى مىكنيم كه معاند با عظمتها و ارزشها ، پافشارى كننده بر باطل در برابر حقّ است . مردم اين زمان بر همهء نعمتهاى الهى كفران مىورزند . نيكوكار در اين روزگار بدكار شمرده مىشود و ستمكار بر طغيان و شدّت لجاجت و عصيانش مىافزايد . از آنچه كه مىدانيم سودى نمىبريم و در بارهء آنچه كه نمىدانيم سؤال و جستجو نمىكنيم و

--> ( 1 ) خطبهء 32 ص 74 .